حتى وقتى آدم اساسى افسرده و بدبخت! هم باشه، خيلى راحت مى تونه بخنده. يه كار خيلى راحت كه ميشه كرد اينه. سه نفر. مثلا سه تا داداش. دو نفرشون به هم خيره ميشن و يكى ديگه سعى ميكنه اين دو نفر رو بخندونه. هر كى زودتر خنديد باخته. اين موقع ها هرچى هم كه افسرده باشى به كوچترين تيكه ميخندى.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

چند روز پيش. در عرض چند دقيقه انقدر همين جورى خنديدم كه خيليا تو چند ماه هم انقدر نمى خندند.

 

/ 31 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کيميا

يعضی وقتها اينجور چيزا لازمه

بلفي

پس کم کم داشتن ۳ بچه لازم است.......

احسان

سلام. خيلی با اين تيریپ حال ميکنم. خيلی حال ميده. از اون خنده هاييه که پشتش فقط و فقط خنده ست. يه خنده ی بی غل و غش... آخر لذت. از ائن خنده هايی که توی دنيای بچه گيمون ميديديم. سر کلاس ۲۰۸... يادش بخير

احسان

از اون خنده با حالتر اينه که بری يه جای شلوغ پيدا کنی، مثلا ايستگاه اتوبوس يا توی مترو. بعد بشينی و مردم رو نگاه کنی. فقط و فقط اعمال اونا رو تو ذهنت ظبط کنی و هيچ حرکتی از خودت نشون ندی. بعد بری يه جای خلوت و بشينی اونا رو مرور کنی و بخندی. آخره لذته.

sanam

جالب است...اين طوری با اين روش گريه هم ميشه کرد؟ منتظرتم...

soniya

سلام . جناب نصرا... خان . احوال حال شما کمابيش خوبست که انشا...؟ خب خدا رو صد هزار کوری کوری شکر . .....حالا ميگما. من خيلی وقتس ميام اينجا آ نوشتا شوما را مو خونم . آ ميخواسم ايندفه بگم . شوما اگه موافقين تا لينکی شوما را بزارم تو وبلاگم . آشومام دسدون درد نکنه ..آره ديگه بلينکين . . پس بسم ا... منتظرما ........

زهرا

من هميشه توی اين مسابقه ميبازم!...تازگيا انقدر مصرف خنده ام بالا رفته که دنبال يه راه برای نخنديدن ميگردم!...جدا بعضی وقتا مايه دردسره!..توی اينجور مواقع هر کاری هم ميکنی خنده ات بند نمياد!

daemon

age bekham rastsho begam alan hodoode 7 mahe ke nakhandidam vaghean! vli khob hame fek mikonan man az sob ta shab daram mikhandam nemidoonam chera?