امشب از خود تهی ام گرم با باده امشب از خانه برون آمده ام آماده
این بیت یه روز غروب بی اجازه! اومد تو مخم. الآن هم چند روزیه خرابشم اساسی یه جورایی ازش خوشم میاد یه جوراییم نمی تونم کاملش کنم. یه جوراییم برای کامل کردنش احساس مسئولیت می کنم. حسه غریبیه.شاید شما هم تا حالا انجوری شده باشید. بهرحال خواستم با این یه تیر همه ی نشونه ها رو بزنم:
می خواستم از همه کساییکه این یادداشت رو می خونن و یه سر سوزن ذوقی دارن یه بیتی بهش اضافه کنن.
در باره مزایای! این کار بعداً صحبت می کنم.
Tip: مشابه این کار قبلاً تو جاهایی مثل آبدارخونه گل آقا انجام شده است!

/ 0 نظر / 2 بازدید