شور عجيبى داره محرم... همه رو ميگيره اين شور. همه. و چقدر من الان به اين شور احتياج دارم. محرم امسال براى من فرصت خيلى خوبيه. براى گرفتن يه تصميم مهم. و زمان خيلى خوبيه. براى كمك گرفتن. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

خوندن حوادث اين روزا، مثلا از كتاب لهوف، اين روزا... خيلى مى‌چسبه. هربار كه ميخونى بيشتر به بزرگى اين واقعه پى مى‌برى. و به كوچيكى خودت. و همه چيز دور و برت.

 

وقتى انقدر سينه زدى. انقدر كه حالت ديگه طبيعى نيست. يه جورايى يه احساس رهايى. احساس سبكي... خيس عرقى. و ضربان قلبت رو مى‌شنوى. يه گوشه ميشينى. شروع ميكنى باهاش حرف زدن. مگه ميشه چيزى بخواى و دريغ كنه...

 

/ 75 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arry

......

نازی

سلام من بعد از مدتها برگشتم کسی منتظرم بيد؟!

نيلوفر دکتر کوچولو

من هم بدم نمياد از اين وضعيت!اشکالش اينه که شما همه اش رو فراموش می کنی...اما من می ترسم فراموش نشده باشن(آخه تا حالا سابقه نداشت اين همه عصبانيت هام روراحت بی خيال شم!)و يهويی فوران کنن!!اونوقته که ديگه خر بیار و باقالی بار کن...

حمیدرضا

با خوندن خيلی چيزها آدم پی به کوچيک بودن خودش ميبره نه تنها اينها

سلمان

سلام ....... پايه ام خفن :) .... شنیدم طرفهای مدرسه بهشتی می پريدی ;)

amir

با نگاه کردن به آسمان هم می توان به کوچيکی خود پی برد...وبلاگ قشنگی داری...ميای تبادل وبلاگ کنيم... به من هم سر بزن...

رها

سلام، ولی من امسال هيچ غلطی واسه محرم نکردم!!!!!!

علي

سلام.هر کی يه جوری حال می کنه.ولی اينجورش رو من هم خيلی تجربه کردم.يعنی بهم توفيقش رو دادن.خدا کنه همه مون معرفت عزاداری رو کسب کنيم.يا حق