در آستانه بازی بزرگ

1)باز دوباره چند روز قبل از بازی بازيکنان و مربيان گرد هم جمع شدند و کيک و بستنی خوردند و همديگر را ماچ کردند. تنها فرق اين مراسم با سال قبل روبوسی پروين با کخ بود - که سال قبل با پورحيدری انجام شد!- و باز دوباره بازيکنان قول دادند که باهم دوست باشند و الخ. نمی دانم اين چه اصراری است که صداوسيما و مطبوعات دارند برای گرفتن هيجان بازی. و با اين فعاليت! ها سال به سال از کيفيت اين بازی ها کم می شود. به نظر من حساس ترين و بزرگترين بازی باشگاهی در سطح آسيا بايد در اوج هيجان برگزار بشود. بدون اين مسخره بازی ها. اصلا اگر بازيکنان وسط بازی به همديگر لبخند زورکی تحويل ندهند و الکی با هم دست ندهند و روبوسی نکنند کجای فرهنگ اصيل ما زير سوال می رود؟ و اين مواقع است که آدم از هيجان و زيبايی بازی هايی مثل بوکاجونيورز و ريورپلاته، رئال و بارسلون، منچستر و ليورپول و اينتر و ميلان حسرت می خورد.
2) اين مربی خارجی آوردن پرسپوليس هم از آن کارهای عجيب بود. آن هم سه روز قبل از بازی! . البته نکته عجيب تر آنکه سرمربی هانوفر و مربی بايرن مونيخ حاضر شده است زير دست پروين کار کند.
3) در آخرين کرکری ها قبل از بازی کخ گفته است که از مساوی متنفر است و پروين هم گفته است که امکان ندارد پرسپوليس ببازد. که اگر هردوی اين حرفها درست باشد نتيجه ای جز برد پرسپوليس باقی نمی ماند!

/ 49 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميثم

نميدونم از کجا دستور رسيد که بازی بايد مساوی بشه و بعدشم اون پنالتی مسخره به هر حال آبيته به منم سر بزن موفق باشی

faranak

کخ قشنگ گفت که از اين به بعد من و پروين می شينيم و تعيين می کنيم نتيجه بازی رو ............ دمش گرم

mojdeh

آقا اصلا خودتون و ناراحت نکنيد در هر صورت قرمزته موفق باشيد جناب آقای سکرتر

ميرزا قلمدون

سلام و ببخشيد که نتونستم تو اين مدت پيام بذارم . سفر بودم . با مزه اين که زمان بازی هم ما تو هوا بودیم و تو آسمون و تو هواپيما بين دختر و پسر و زن و مرد بگو مگو بود . کلی خنديدم .

بي نام

اين پيام بابا حميد منو ياد اون كسي انداخت كه رفت تو بانك صادرات پرسيد :سپه چك بانك تجارت داريد؟ كارمنده هم مكثي كرد و گفت نه. طرف هم عصباني شد و گفت مگه اينجا بانك ملت نيست؟ پس چرا اين همه تبليغ الكي مي كنين كه هر جا سخن از اعتماد است نام بانك كشاورزي مي درخشد؟!!! ولي از همه اينها كه بگذريم مقداري قرمزته!!

marmar

بازم فوتبال؟!!! امروز همه در اين مورد نوشتن . شاد باشيد

hanif

آمد شبی برهنه ام از در /چو روح آب/در سينه اش دو ماهی و در دستش آينه/گينوی خيس او خزه بو،چون خزه به هم/من بانگ بر آوردم از آستان ياس،آه ای يقين يافته بازت نمی نهم...

هدی1

خوب کجا در رفتی عزيز...؟! بيا ببين اين قرمزه عزيز چه ها که نکرد!

نارنج

سكرتر جون غريب نوازي ميكنيد ؟ اينهمه خواننده رو از كجا گير مياريد ؟ يكمي قرض ميديد؟ آخه واسه موندن و نوشتن به تشويق نياز داريم ....

kando

سلام... بابا ايندفعه هم که پرسپوليس به کمک داور و شانس مساوی کرد