هميشه دوست دارم شبهاى قدر يك جاى شلوغ باشم. آنقدر شلوغ كه صداى بك يا الله تمام گوشم را پر كند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 قرآن سر گرفتن خيلي ابهت دارد. گرانبها ترين جسم روى زمين را بالاى سر مي گيرى و قسم مي دهي خدا را به خودش، به كتابش به پيامبرش، به معصومين، به مهدى....

و اين ابهت براي مني كه نمي توانم تصورش كنم، براي مني كه نمي توانم دركش كنم، با همين چيزها قابل لمس مي شود.

هميشه دوست دارم شب هاى قدر در شلوغي گم شوم. بزرگي شب بگيردم. كوچكي خودم را لمس كنم. و بزرگي معبود را. و بزرگي شب قدر را.

 

/ 38 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zeinab

ليلة القدر خيرُ من ألف شهر ... التماس دعا... يه سر بزن به ما ...

مريم !

سلام ... و چه عظمتی دارد و من چقدر کوچکم .... و دستانم حقير تر و کوتاه تر از هميشه ..... التماس دعا ... !! يا حق .....

هدی1

برا اينجور مجلسا چقدر دلم تنگ شده.

زهره

سلام....اميدوارم بهش برسی!

fateme

خوش به حالتون! منم هر سال شبای قدر يه جای خيلی شلوغ بودم و بی چيزيه خودمو درک ميکردم. ...اما امسال بر عکس يه جای خلوت بودم(تنهای تنها!) و بی کسی خودم رو لمس کردم!

ترانه مجهول !!!

......اولين سالی بود که خواستم تنها باشم ....من که عاشق شلوغی و همهمه شبای قدرم امسال دلم خواست يه جايی باشم که هيچ چشمی مواظبم نباشه .....پيدا نشد مگر خونه ! شما هم مارو فراموش نکنيد! خواهر کوچيکه!

Sina

دبيرستان جات خالی بود... کلی حال کرديم با ناصرزاده!!!

Sina

خوب بچه زود رفتی ديگه.. من ۹ اومدم!! ناصر زاده تازه از ۲-۳ به بعد شروع می کنه حال دادن!!!!!!!!!!!

اوس مراد

دوست عزيز. مذهب چيزی جز حماقت انسان ها نيست. اميدوارم که روزی بتوانی خودت را از اين کثافت مذهب خلاص کنی. به اميد آن روز.

Nasrin

نمی دونم چرا از حرفات خوشم اومد....همه حرفات نه فقط این...واقعا نمی دونم... ولی يه جور سادگی يا صميميت يا معصومیت توش بود که جذبم کرد.....خدا کنه همیشه همین جوری بمونی.....برات آرزوی موفقیت می کنم...