تو كوهاي شمال، ميون اون همه درخت، بعد از كلي كوهنوردي خيال مي كني به جايي رسيدي كه تا حالا پاي هيچ ابوالبشري بهش نرسيده. احساس مي كني توي آخر طبيعت داري راه ميري. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چشمت مي خوره به يه ويلاي بسيار مجلل دو طبقه. با يه جاده از اون ورش. يه بنز مدل بالا هم تو پاركينگش پاركه.  

 

/ 21 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hosein

بعدشم ضايع می شی

احسان

ممد،بابات بنز خريده؟ از اين گازوئيليها؟نگفته بودی ويلاتون دوطبقه است!

پوريا

سلام ! اونوقت کی بهت گفته بود خونه مردم رو ديد برنی ؟! ميدم خواننده عروسي کيميا بخورتت :) در ضمن من آپديت کردم ، اما اين لينکهای تو نشون نميده ! رسيدگی بشه پليز :)

خاله ريزه

سلام دوستاي گلم....روز 20 شهريور براي كمك به مهرانه دور هم جمع ميشيم....تو بلاگم محل قرار رو نوشتم ....خوش باشين

hosein

خيلی حيف شد که تو نميای ولی خيلی خوب شد که احسان می خواد بياد آخه هيچ دم بزرگ باحالی نبود که بتونه بامون بياد

ye dost

سلام کی علی از بيم جان ميزد به چاک ، کی علی ميشد سوار کاديلاک ، مرتضی باغ بهشت آسا نداشت ، کاخ چند اشکوبه و ويلا نداشت ، روی سفره بره بريان نداشت ، نوکر راننده و دربان نداشت