نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

جمعه ٩ اسفند ،۱۳۸۱

شکر ميون حاشيه!

 

1) قراره يه عده نصف روزشون رو با بچه های بی سرپرست بگذرونن. قراره منم جزوشون باشم. نه به خاطر اينکه آقای کيانفر کلی هدوونه زير بقلم گذوشته. و نه به خاطر اينکه تو انجمن خيريه حلقه راهم ندادن و می خوام کم نيارم...
2) چهر شنبه با جناب کيانفر و اتاق عزيز رفته بوديم برای هماهنگی های لازمه. خودم شاهد بودم چقدر زحمت می کشيدن. 170 جا سر زدن. کلی جا هم روزای قبل سر زده بودن. اساسی دارن وقت می ذارن. البته بگذريم که تنها اثر بنده اون روز اضاف کردن کرايه تاکسی و پيراشکی بود!!
3) من خيلی دوست دارم کسی رو شاد کنم. تو خاطره های خوش کسی نقش داشته باشم. مخصوصا اگه اون طرف خيلی خاطره خوش تو زندگيش نداشته باشه.
4) فکر نمی کنم اينکه بجه های بی سرپرست چه مشکلاتی دارن و کمک کردن بهشون چقدر کار خوبيه احتياج به توضيح داشته باشه.
5) قابل توجه دوستانی که تو موسسه های خيريه عضو هستن؛ فکر نمی کنم اگه آدم دو تا کار خير بکنه به جايی بر بخوره!
6) اين کار خيلی کار خوبيه. بهوونه نيارين.حتما شرکت کنيد.
7) اگه الان جو گرفتَتِتون و می خواين شرکت کنيد سريع بريد اينجا و اعلام آمادگی کنيد. سريع! چون ممکنه از جو گرفتگی خارج شين.

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ