نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۱

وصيت نامه

 

فکر کنم فيوز بپرونم. از ديشب تا حالا قم و جمکران. الانم که دارم راه می افتم واسه مشهد. آمپر خيلی رفته بالا. الان ديگه فکر می کنم اونايی که با ما ميان مشهد اينجا رو نخونن. برای همين با خيال راحت می گم. همه سعيم رو می کنم اونجا يه کافی نت پيدا کنم گزارش های سفر رو بنويسم. هر کی هر کاری کنه مخابره ميشه! جالبشم اينه که خودش نمی فهمه! همه منتظرن بعد از مشهد از اين کثافت کاری ها بکنم ولی تو همون مشهد چنان حالی ازشون بگيرم. بيچاره ها روحشون هم خبر دار نميشه! ماييم ديگه. همه می رن مشهد عبادت و زيارت من می رم می شينم پشت کامپيوتر حال مردمو می گيرم. همين ديگه. خلاصه اگه زد و مرديم اين وبلاگ رو تنها نذارين. بعد از من شما حق پدری گردنش دارين! هر کسی هم التماس دعا داره همينجا تو نظرخواهی بگيد خودم شخصا به آقا رضا می گم. ديگه اينکه منتظر باشيد اخبار پيروزی های پی در پی ما رو تو تيم های زووو و فوتبال بخونيد. فعلا خداحافظ.

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ