نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۱

دهه فجر...

 

هميشه دهه فجر منو ياد دوران ابتدايی ميندازه. مخصوصا سال چهارم و پنجم. گروه سرود مدرسه. هنوز سرودای اون روزا رو يادمه. شور و شوق خاصی داشتيم. اصلا تو مدرسه همه چيز با روزای ديگه فرق می کرد. هنوز صدای اون سرود خوندنا بعد از اين همه سال تو گوشمه. گروه سرود ما حدودا صد نفری می شد. برای همين هم هرجا که می رفتيم همه تعجب می کردن. اکثرا هم هدايا و اين جور چيزا رو برای 20، 30 نفر آماده کرده بودن. مام عادت کرده بوديم.
ای شاه خائن/ آواره گردی/ خاک وطن را/ ويرانه کردی / کشتی جوانان وطن/ آه و واويلا/ کردی هزاران تن کفن/ آه و وايولا...
يا: نظام کفر ز قدرت سلاح دين خبر نداشت/ که در مصاف مشت ما اسلحه اش اثر نداشت/ روز مرگ و شهادت/ روز ايثار ملت...يا مثلا موقعی که می خواستيم «جاويدان ايران عزيز ما» رو بگيم چقدر زور می زديم تند بگيم که مردم نفهمن!
اين يکی سرود هميشه برای من يه جور ديگه بوده. فکر نمی کنم هيچ وقت آهنگش يادم بره. بيشتر بچه های گروه سرود ما فرزند شهيد بودن. شايد همينم باعث شده بود اثر اين سرود انقدر زياد باشه. حدود 80 نفر فرزند شهيد. مام حدود 40 نفری می شديم. کل گروه سه دسته شده بود. لباسامونم سبز و سفيد و قرمز بود. من سفيد می پوشيدم. اين سرود رو خيلی جاها اجرا کرديم. من هميشه موقع خوندن به چشمای مردم خيره می شدم. هميشه موقع خوندن ان سرود می شد اشک رو تو چشای مردم ديد. مثلا يه بار انقدر همه خوششون اومده بود که مجبور شديم سرود رو سه بار تکرار کنيم.
سلام ای غرق خونان /سلام ای پاک بازان / /سلام ای پاره پاره پيکران قرآن/ سلحشوران هميشه زنده/ هميشه زنده./.../ به خون سرخ شهيدان سوگند/ به اشک پاک يتيمان سوگند/ بگيريم انتقام خون ياران/ برافرازيم، به هرجايی، نوای قرآن/

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ