نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

شنبه ٢۸ دی ،۱۳۸۱

مصاحبه با يک زهرای اِچ بی

 

- ولی من به کلی آدم گفته بودم که مصاحبه بعديم با شماست. اينجوری که ضايع می شم.
:: ولی نه من وقتشو دارم نه حوصلشو...
:: ... من الان بايد برم دانشگاه پايين کلاس دارم. تو راه می تونی سوالاتو بپرسی.
- خيلی ممنون. بگذاريد اول با يک سوال بی ربط شروع کنم، بعد برويم سر اصل مطلب؛ شما چرا در وبلاگتان به هيچ کس لينک نمی دهيد؟
:: اصولا اين مشکل برای وبلاگای معروفی مثل مال من پيش مياد. به همه که نميشه لينک داد. وقتيم به بعضيا لينک بدی، بقيه ناراحت و افسرده می شن و شايدم حتی وبلاگشون رو حذف کنن.
- البته من کوچکترم از اونيم که بخوام پيشنهاد بدم. ولی بعضيا از کشو استفاده می کنن يا از يک صفحه ديگه استفاده می کنن و لينک اون رو تو وبلاگشون می گذارند.
:: همون، شما کوچيکتر از اونی که پيشنهاد بدی. بعدشم اينجوری همه فکر می کنن همه مطالب اون وبلاگا مورد تأييد منه، و اونوخت وقتی وبلاگم تو جاهای بزرگی مثل دفتر معاون.... وزارت کشور خونده ميشه شايد مشکلاتی پيش بياد.
- راستی می دونستيد «جواد رضويان» از فاميلای ماست. بابام رفيق فابريک «محسن مخملبافه» و منم 7،8 باری رفتم ساختمان رياست جمهوری؟
:: حالا برا چی اينا رو به من می گی؟
- هيچی، خواستم کم نيارم. برگرديم سر همون مسئله. شما حداقل به آقا احسان لينک می دادين. انقدر زحمت کشيده براتون قالب درست کرده فقط به همون جمله کوچک designed by ehsan اکتفا کردين؟
:: چی؟ من تا حالا اون جمله رو نديده بودم. يادم باشه وقت کردم برم پاکش کنم. فکر کنم بقيه خواننده ها هم نديده باشنشن وگرنه که الان mail box م پر شده بود از قالب های مختلف که بقيه برام درست کردن و فرستادن. آخه می دونيد که وبلاگ من رتبه اول networking داشگاه شريفه و خب يه لينک کوچيک هم توش خيلی باارزشه.
- پس به اين ترتيب هيج کس نبايد به کسی لينک بدهد. و خب در اين صورت اون لوگوی شما با اون کد زيرش ديگر چه لزومی دارد؟
:: می دونيد، همه وبلاگا که رتبه اول networking داشگاه شريف نمی شن. اين مشکل فقط برای چند تا وبلاگ مشهور و محبوب پيش مياد. بقيه حالا با 60-50 تا خواننده به همشون هم لينک بدهند مشکل خواصی پيش نمياد. تازه، آدمای مهمی - در حد وزير کشور- که وبلاگشون رو نمی خونه.
- بله، سوال بعديم در مورد روز تولدتان است. اصولا همه بلاگرها روز بعد از تولدشون از کسانی که تولدشون رو تبريک گفتن تشکر می کنند. ولی شما روز بعد نوشتين... نظرخواهی گذوشته بودم که از تعداد ايميلا کم بشه ولی نشد. منم به هيچ کدومشون جواب ندادم... راستش من فکر می کنم همه خوشحال می شوند که روز تولدشان کلی آدم بهشون تبريک بگويند.
:: اين قضيه مال رتبه اول networking فرق می کنه. من کلا آدم متفاوتی هستم. تعداد زياد ايميلا و پيام ها هم که برام خيلی عاديه. اون موقع هم اصلا وقتشو نداشتم جوابشون رو بدم.
- ولی با حدود يک ربع وقت می شود 200 تا آدرس ايميل را با يک پيام مشترک تشکر Bcc کرد.
:: خب شما که از اين کارا بلدين برای تولد خودتون از اين کارا بکنيد و خواننده هاتون رو تحويل محويل بگيرين.
- برای تولد من که هيج کس ايميل نزد. يک سوال هم درباره مسابقه برتزين بلاگرها داشتم...
:: سوال يا تبريک؟ چــ...
- نه همون سوال. اين انتخاب برترين وبلاگ زنان به طور جداگانه به نظر من خيلی کار جالبی نبود. چون خانم های بلاگر در بقيه قسمت های مسابقه شرکت داشتند. و يا مثلا بهترين وبلاگ آقايان انتخاب نشد. اينجوری خانم ها را به عنوان بلاگرهای درجه 2 تصور کردند.
:: شما هميشه همينجوری می پری وسط حرف بزرگترا؟ می خواستم بگم اگه سوال داری بايد از برگزارکنندگان بپرسی.
:: يه سوالی هم من از شما داشتم. گفتی يه سوال بی ربط می کنم بعد می روم سر اصل مطلب. پس چی شد؟
- خب اينم از شگردهای ماست... همه سوالا يه جورايی بی ربط اند.اگه می شود راجع به اين «حس پسرونه» هم يه توضيحی بدهيد.
:: واقعا که تمام اصطلاحاتی که من تو وبلاگم استفاده می کنم دارن فراگـير می شن. اصلا دارم يه نوع ادبيات جديد در گفتگوی روزمره به وجود ميارم. از وزارت کشور گرفته تا دانشگاه و خوابگاه و حتی خط اوتوبوس امير آباد- انقلاب. می دونيد، اصولا آقايون تو وبلاگ نويسی خيلی موفق نيستن؛ بجز بعضيا که يه جور حس پسرونه تو نوشته هاشون دارن و خيليم کارشون گرفته. بيشتر هم نمی تونم توضيح بدم، چون اين آقاهه که الان رفت تو کلاس استاد متون اسلامی ما بود.
- يه لحظه وايسين لطفا. آخه من قول داده بودم آخر اين مصاحبه يه نتيجه گيری داشته باشم.
:: متاسفم چون استاده اول کلاس حاضر غايب می کنه. اينم آخرين جلسشه. منم روم نميشه آخر کلاس برم بهش بگم برام حاضر بزنه. خداحافظ
ترو.............پ (صدای بسته شدن درب کلاس متون اسلامی... توضيح گزارشگر)
- حداقل می ذاشتين ازتون برای اينکه وقتتون رو به من دادين تشکر کنم.

توضيح: از اونجايی که زهرا خانوم نه وقت مصاحبه رو دارن و نه حوصلشو. اين مصاحبه کاملا تخيلی بوده و همه تشابه اسم ها و غيره ها کاملا تصادفی می باشد.

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ