نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

دوشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸۱

۲) فرناندو ردوندو

 

کيست از روی کرم با او وفاداری کند


مربی آرژانتين اعلام کرد که تمام بازيکنان برای بازی کردن در تيم ملی بايد موهای خود را کوتاه کنند. لابد می دانيد که داشتن موی بلند برای مردان آرژانتينی رسم بسيار معمولی است. تقريبا تمام ستارگان آرژانتينی ( حتی باتيستوتا) به خاطر حضور در جام جهانی از موهای بلند گذشتند، بجز يک نفر: ردوندو.موهای بلند او آن زمان شهره آفاق بود. دليل او منطقی بود: « يک مربی نبايد در زندگی خصوصی بازيکنان دخالت کند.» و اعلام کرد تا مربی عوض نشود حاضر به بازی در تيم ملی نيست. لابد اگر بقيه ستارگان آرژانتينی نيز با او همراهی می کردند همه با هم به جام جهانی می رفتند و بدون جناب مربی.
بعد از آن ديگر تنها تيم ردوندو رئال مادريد بود. بعضی از فوتباليست ها مانند رايان گيگز، چون تيم ملی پرقدرتی ندارند تيم باشگاهيشان برايشان از تيم ملی مهمتر است. ولی ردوندو فرق می کرد. او فقط وفقط عضو تيم رئال مادريد بود. هواداران هم اين را درک می کردند. بی شک ردوندو محبوب ترين بازيکن خارجی رئال بود. و احتمالا بعد از رائول و هيرو محبوبترين بازيکن رئال.
وقتی درباره ردوندو می نويسم لابد شما هم قبول داريد که بايد بيشتر درباره دريبل ها و حرکات منحصر به فرد او با توپ بنويسم. اگر بشو دريبل کردن را به دو دسته کلی تقسيم کرد می توان گفت که بعضيها در هنگام حمل توپ حدود يک قدم عقبتر از توپ هستند و زياد با کف پايشان با توپ بازی می کنند. و با استفاده از قدرت عضلات پا و تغيير جهات های ناگهانی توپ، عقب و جلو و راست و چپ کردن توپ و کمی تنه زدن از حريف رد می شوند. اين کار ( مخصوصا اين سالها) خيلی رايج است. از سردمداران اين روش دريبل زدن می توان « زيدان، داويدز، فيگو، ندود، رونالدو ( دوره پس از مصدميت) و کارلوس» اشاره کرد. اما روش ديگر: در اين روش بازيکن دقيقا روی توپ قرار دارد، تقريبا می تواند با هر قسمت از هر دوپا به توپ ضربه بزند. توپ دائما در ناحيه بين دوپای بازيکن در حال حرکت است. و گاهی مکث های چند ثانيه ای برای تمرکز و مرور نقشه کشيده شده برای عبور. اجرای اين روش نبوغ خاصی می طلبد. نبوغی که باعث شده در هر دهه افرا انگشت شماری از پس اين کار برآيند. از کسانی که اين بنوغ را دارند می توان به « مارادونا، رونالدو ( قبل از مصدوميت، وقتی تو بارسا بود)، ردوندو، سيدورف و علی کريمی» اشاره کرد.
تعداد بسيار کمی از دريبلور! ها می توانند در زمين برای دريبل زدن 4-3 نفر برنامه ريزی کنند. خيلی وقتها دريبل زدن چند بازيکن با هم اتفاق می افتد ولی اکثرا بازيکن بعد از دريبل زدن اولی تازه به دومی می انديشد و اگر اين دريبل زدن چند مرحله ادامه پيدا کند دريبل زننده که راهی برای نفوذ از قبل انتخاب نکرده است اکثرا به گوشه ای از زمين کشيده می شود و توپ هدر می رود. ولی معدود بازيکنانی در جهان فوتبال مثل مارادونا، رونالدو (دوران بارسا)، ردوندو و حتی علی کريمی هستند که 3-2 نفر را به راحتی با چند روش مختلف دريبل می زنند و چون از قبل برای نفوذ راهی پيش بينی کرده اند و اضفه شدن مدافعان به آن محل را نيز از قبل در نظر گرفته اند غالبا پيروزند. اين کار علاوه بر نبوغ به قدرت تمرکز و تجسم بالايی نياز دارد.
... بازی منچستر رئال (اولترافورد): ردوندو مقابل هنين برگ قرار گرفته بود. بعد از چند ثانيه مکث با پاشنه پای راست از پشت پای چپ به توپ ضربه زد. توپ از ميان دوپای برگ گذشت. و با اين کار علاوه بر او دو مدافع ديگر رئال هم جا ماندند. دروازه بان منچستر ناچار به سمت توپ حرکت کرد و از دروازه خارج شد. هنوز توپ با همان ضربه ردوندو به سمت خط عرضی زمين، گوشه سمت چپ ميدان حرکت می کرد. ردوندو کاملا حساب شده روی خط عرضی به توپ رسيد و توپ را کنترل کرد. دروازه بان کاملا جلو آمده بود. و مدافعان داشتند با سرعت بر می گشتند. ردوندو با يک پاس توپ را به رائول روبروی دروازه رساند. رائول هم کاری جز باز کردن دروازه خالی منچستر انجام نداد ... ( اين صحنه حتی از نظر الکس فرگوسن هم زيباترين صحنه بازی بود.)
آن سال ردوندو در اوج بود که شاهين بداقبالی روی شانه هايش نشست. آن سال حتی به عنوان بهترين بازيکن ليگ قهرمانان انتخاب شد. و ريوالدو و فيگو را پشت سر گذاشت. رئال مادريد به خاطر خرج زيادی که بابت فيگو کرده بودند چوب حراج روی بازيکنان خود گذاشت. حرف از فروختن ساويو و کارلوس و ردوندو (سه چپ پای قهار رئال) بود که از بين اين سه نفر فقط ردوندو از جمع مادريدی ها خارج شد. خودش هم در مصاحبه ای نارضايتی خود را از اين انتقال اعلام کرد. هواداران رئال هم ( که همشون اينجوری! نيستند و بعضی هاشون هم آينده نگرن) نامه ای به رئيس باشگاه نوشتند. نامه بسيار زيبايی بود. الان پيداش نمی کنم. ولی تو نامه به جناب رئيس گفته بودند که منتظرند که فيگو نشان بدهد که ارزش اين همه پول را داشته است يا نه و به فروش ردوندو هم بسيار اعتراض کرده بودند. در آن نامه آمده بود که ردوندو بيشتر از آنکه آرژانتينی باشد رئالی بود...
بازی دوستانه ميلان- گالاتسترای بود. من سخت منتظر اولين حضور ردوندو با پيراهن ميلان بودم. گفته بودند چون پيراهن شماره 6 ميلان به خاطر احترام به يکی از ستارگان قديمی تيم ( که الان اسمش يادم رفته) ديگر وجود خارجی ندارد. منتظر بودم پس از سالها ردوندو را با شماره ای ديگر ببينم. در بازی نبود. وسط بازی هم ردوندو را در حالی که با کت و شلوار در استاديو نشسته بود ديدم. از آن موقع تا حالا ردوندو هرگز با پيراهن ميلان بازی نکرده است. مصدوميت ها پی در پی که از مشخصات کالچيو است. ردوندو را نيز مانند رونالدو از آمدن به ايتاليا سخت پشيمان کرد. می گويند تا يکی دو هفته ديگر برای بازی آماده می شود. نمی دانم وقتی به ميدان بيايد همان ردوندوی قديمی است يا نه...

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ