نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

شنبه ٢۳ آذر ،۱۳۸۱

 

 

۱) حسين رضازاده يشنهاد شونصد ميليونی ترکها را رد کرد
۲) رضا زاده در مصاحبه با مطبوعات عنوان کرد شبها که همه می خوابند من تازم می زنم بيرون



شبا که ما می خوابيم ....... رضـــا زاده بيـــداره
ما خواب خوش می بينميم ....... اون وزنه ور می داره
ترکـــــــــای با افاده ....... دادن بهــش يه وعده
يه عالـــمه پول نقد، ....... حقـــوق ماهيانه
خوب حالشون رو گرفت ....... آقای رضازاده
گفتـــش برو عزيزم ....... کشـــور من ايــرانه
بعدش تو روزنامه ها ....... تيتر شد با فونت گنده،
مرســی جـناب هرکول ....... (آقـــای رضازاده!)
اما چه زود فرامــوش ....... شد اون همه اراده
تــيترای روزنامه ها ....... حــتی با فونت گنده،
ميـــرن از ياد مردم ....... آرشيو که شد روزنامه

وختی يه سر بزنيی ....... به آرشيو روزنامه
کلی رضا زاده هست ....... که روش يه لايه خاکه ...

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ