نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

یکشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۱

۱)ريوالدو،خدای مطرود بارسا

 

اميدوارم حداقل offline بخونيدش. خيلی درهم شد خلاصه ببخشيد با عجله نوشتم!

درخشش او از لاکرونيا شروع شد. هنگامی که در لاکرونيا آقای گل لاليگا شد، به بارسا رفت. خيليها هنگامی که از يک تيم کوچک وکم طرفدار به يک تيم بزرگ و پر طرفدار می روند حداقل در نيم فصل حضورشان خيلی مشکل دارند ( لاکرونيا آن زمان تيم کوچکی بود). ولی ريوالدو در سال اول حضورش در بارسا توانست آقای گلی لاليگا را تکرار کند. حضور او در بارسا بعد از رفتن رونالدو بود و خيلی از کارشناسان و هواداران اميد داشتند ستاره کم حرف برزيلی بتواند جای رونالدو را برايشان پر کند. و بعد از مدتی همه از او راضی بودند. او به همراه گوارديولا و فيـــگو محبوب ترين افراد کاتالان بودند.
بر خلاف کاتالان او اصلا در برزيل محبوب نبود.البته اکثر لژيونرهای برزيل دچار همين مشکل هستند، اما برزيليها هميشه از شماره 10 تيمشان انتظار ديگری دارند. فکر می کنم در يکی از بازيهای مقدماتی جام جهانی 98 بود که بازی ضعيف ريوالدو و باخت برزيل همه برزيليها را عصبانی کرده بود. و برزيليهای عصبانی فقط ريوالدو را مقصر می دانستند. اما در جام جهانی قضيه فرق می کرد. بعد از گلی که ريوالدو به دانمارک زد و آن بوسه ای که به حلقه اش کرد (بعد اين بوسه بود که اين کار خيلی مد شد تو فوتبال) همه برزيليها يک صدا نام او را صدا می زدند... ريوالدو آن زمان در برزيل هافبک نفوذی وسط بود. پستی که بجز برزيل و چند تيم ديگر در هيچ سیستم ديگری وجود ندارد. اکثر تيمها دو يا چند هافبک نفوذی در چپ و راست دارند ويک هافبک تدافعی در وسط و گاهی يک مهاجم سوم پشت دو مهاجم که البته اين هم با هافبک نفوذی وسط فرق دارد. به نظر من یهترين پستی که ريوالدو می توانست در آن بازی کند همين بود. خود او هم هميين باور را داشت. و سر همين مطلب بار ها از ونگال انتقاد می کرد. و نمی دانست که سالها بايد در آرزوی بازی کردن در اين پست بماند...
در بارسا هافبک نفوذی چپ بود. بارها از ونگال انتقاد می کرد. او دوست داشت در وسط بازی کند. و بخاطر همين انتقاد ها هر از چندگاهی محروميت های يکی دو هفته ای گريبان گيرش می شد! ( درست مثل کلايورت و فيگو). البته او در بازی ها هم گاه گداری سر به وسط زمين می زد و انصافا نفوذهای بسيار زيبايی به وسط خط دفاعی حريفان داشت. گاهی در گوش چپ هم بازی می کرد. در سيستم خاصی که مخصوص زمان های اضطراری تيم بود. او فيگو و کلايورت اين مثلث را تشکيل می دادند. مثلثی که واقعا قابل مهار نبود...( مثلا بازی با چلسی)
نمی دانم تا حال به شوتهاش توجه کردين يا نه. اصولا شوتها يا با روی پا زده ميشه (مثل شوتهای کارلوس و يا ندود) و يا با 3/1 ميانی پا (مثل بکام) ولی ريوالدو جور ديگه ای می شوته. با 3/1 جلويی پا. و در هنگام شوت زدن مچ پايش اصلا خم نمی شود. می توان شوت زدن های او را به ضربه زدن با چوب گلف تشبيه کرد. البته به علاوه مقدار کنترل شده ای کات. اين نوع شوت زدن به عضله های ساق خيلی قوی ای نياز دارد. شايد برای همين هم باشد که تنها پيرو همين سبک شوت زدن باشد! اين نوع شوت زدن به تمرکزهم نياز دارد. برای همين است که سر ضرب شوت نمی زند. هميشه قبل از شوت چند ثانيه ای تمرکز می کند. ولی اگر فرصت اين کار به او داده شود، شوتش هدر نمی رود. به خاطر همين اوج هنرنمايی او را در ضربه آزادهايش می توان ديد.
بعد از رفتن ونگال و فيگو از بارسلونا، بارسا 3-4-3 بازی می کرد و ريوالدو پشت دو مهاجم بازی می کرد و از اين فرصت استفاده کرد و بيشتر يه هافبک نفوذی وسط بود تا يه مهاجم کاذب. اونسال واقعا عالی بازی می کرد. ولی حيف فقط او و کلايورت خوب بازی می کردند. اونسال از بدترين سالهای بارسا بود. اونا تقريبا هيچ تاکتيکی برای تهاجم نداشتن .و تنها به نبوغ ذاتی ريوالدو دل خوش کرده بودن. ريولدو تقريبا هر موقع که دلش می خواست به قلب دفاع حريف نفوذ می کرد. اونسال تقريبا تو همه بازيها گل می زد. ريوالدو در يک و دو ها حرکات چند نفره بدون نقص با بقيه هماهنگ ميشه. اونسال با کلايورت صحنه های بسيار زيبايی رو در کنار آن همه خاطره بد آن روز ها در ياد اهالی کاتالان به جای گذاشتند. اونسال علاوه بر اين سال ضربه آزد زدن ريوالدو هم بود. تا اونجايی که حافظه ام ياری می کنه تو ليگ قهرمانان و تو بازيهايی از لاليگا که صدا و سيما لطف کردند و پخش کردن اونسال هيچ ضربه آزادی از ريوالد نديدم که گل نشه. (مثلا اون دو تا گل به ميلان) هيشه وقتی داور خطای يک ضربی رو سمت راست محوطه جريمه اعلام می کرد، مدافعان حريف درس مثل يک ضربه پنالتی به داور اعتراض می کردند.
حرف پنالتی شد. ريوالدو کلا دو جور پنالتی می زنه. يکيش هم می ره سمت راست و اون يکی سمت چپ! منظورم اينه که مثلا همه ضربه هايی رو که سمت راست می زنه درست مثل همن. ولی تا لحظه آخر اصلا نميشه حدث بزنی که می خواد کدومو بزنه.
سال بعد باز هم مربی بارسا عوض شد. اونسال بارسا بازهم مثل زمان ونگال 4-3-3 بازی می کرد ولی خيلی خشک تر و ناکارآمد تر. تقريبا هه بازيکنا شاکی بودن از اون وضع. ريولدو گوش راست ازس می کرد و کلايورت هم گوش چپ!! اونسال ضعيفترين سال حضور ريوالدو در بارسا بود و البته آخرين سال آن.
در جام جهانی 2002 ريالدو گوش چپ بازی می کرد. درست مثل مثلث قديمی « فيگو، کلايورت، ريوالدو» تو برزيل مثلث « رونالدينهو، رونالدو، ريوالدو» تونستن جام جهانی رو يه بار ديگه به برزيل ببرن. اينجا هم ريوالدو تو پست محبوبش بازی نکرد. ولی واقعا کارهای گروهی اين سه نفر واقعا زيبا بود. (مثل گل دوم برزيل به آلمان).
بازگشت دوباره ونگال به کاتالان و يادآوری دوباره خاطرات زيبا! بين ريوالدو و ونگال باعث شد دو طرف برای اولين بار به توافق برسند و قرارداد ريوالدو فسخ بشه و ريوالدو به عنوان بازيکن آزاد تيم آينده خود را انتخاب کند.
تو ميلان هم ريوالدو بيشتر مهاجم است تا هافک نفوذی. بيشتر هم در سنت چپ بازی می کند. نمی دونم شايد ديگه خودش هم خيلی علاقه ای به هافبک نفوذی وسط بودن نداشته باشه... آخه هنوز نشنيدم از مربی ميلان اعتراضی بکنه... ولی بازم من يه جورايی فکر می کنم ريوالدو بازم از اين پست راضی نيست. خيلی کم حرف شده اين چند وخته؛ نمی دونم چرا...

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ