نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

شنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸۱

 

 امشب دلم تنگ است و غم دامن فکنده
دستم به دامانت علی جانت خجسته

لطفی نما اين خانه را آباد گردان
اين دل که هر سو بنگری در هم شکسته

ويرانه دل را جلای حيدری ده
کين کومه بی الطاف تو از هم گسسته

مرغ مرا پرواز ده زين تنگ سينه
منت نها آزاد کن اين مرغ بسته

دردی است درمانش به دست توست مولا
مولای من درمان نما اين دل شکسته

محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ