نصرا...سکرتر

 

حالا كه سـكه قلـب خيـليـا  سـيا شده      حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
يكى كه تا آخرش وايــسه پاي رفاقتـش     سـاده پيدا نمـيشـه ، عيـنـهو  كـيميا  شـده


   

چهارشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸۱

 

 

اینکه باید برم و خودم می دونم ..........اینکه تنهایی می رم رو هم می دونم
اینکه راه سخته و تاریکه و دوره.......... اینکه رفتن با تو سهله بخدا قسم می دونم


.......................................................
این رو برای این نوشتم که اگه خدایی نکرده تو راه جمکران زد و رفتیم دیار باقی یه چیزی باشه که شما توش ابراز تسلیت کنین!
محمد

پيام هاي ديگران ()



 
 


درباره وبلاگ

صفحه اصلي
آرشيو
فرستادن نظرات


اسفند 82
بهمن 82
دى 82
آذر 82
آبان 82
مهر 82
شهريور 82
مرداد 82
تير 82
خرداد 82
ارديبهشت 82
فروردين 82
اسفند 81
بهمن 81
دى 81
آذر 81
آبان 81
مهر 81


:برادر عزيزم


دوستان


* به روز شده در 24 ساعت اخير*

آرشيو
 


Email me from HERE:


پاورد باى:

پرشين بلاگ