|
|
نصرا...سکرتر
حالا كه سـكه قلـب خيـليـا سـيا شده
حالا كه شهر شلوغ اينجورى بي صفا شده
|
||||||||||||
|
سهشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸۱
همه انتظار دارن الان اينجا حاشيه سفر رو بخونن. و احتمالا برای خنده و اين حرفا کليک فرمودن. ولی فعلا از اين خبرا نيست. دو تا دليل هم داره. يکيش اينه که يه سری حرفايی هست که از اون چرت و پرتا مهمترن. (چرت و پرت های مهمتر!) که اول خواستم اونا رو بنويسم. دليل دومش هم اينه که ما واسه دو ساعت 13 تا حاشيه می نوشتيم؛ خب واسه 5 روز بايد يه کم! بيشتر بنويسيم که اين کار خطير رو قراره چند نفره با هم انجام بديم. به زودی! چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸۱
فکر کنم فيوز بپرونم. از ديشب تا حالا قم و جمکران. الانم که دارم راه می افتم واسه مشهد. آمپر خيلی رفته بالا. الان ديگه فکر می کنم اونايی که با ما ميان مشهد اينجا رو نخونن. برای همين با خيال راحت می گم. همه سعيم رو می کنم اونجا يه کافی نت پيدا کنم گزارش های سفر رو بنويسم. هر کی هر کاری کنه مخابره ميشه! جالبشم اينه که خودش نمی فهمه! همه منتظرن بعد از مشهد از اين کثافت کاری ها بکنم ولی تو همون مشهد چنان حالی ازشون بگيرم. بيچاره ها روحشون هم خبر دار نميشه! ماييم ديگه. همه می رن مشهد عبادت و زيارت من می رم می شينم پشت کامپيوتر حال مردمو می گيرم. همين ديگه. خلاصه اگه زد و مرديم اين وبلاگ رو تنها نذارين. بعد از من شما حق پدری گردنش دارين! هر کسی هم التماس دعا داره همينجا تو نظرخواهی بگيد خودم شخصا به آقا رضا می گم. ديگه اينکه منتظر باشيد اخبار پيروزی های پی در پی ما رو تو تيم های زووو و فوتبال بخونيد. فعلا خداحافظ. دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۱
22 بهمن برای من روز بزگيه. به نظر من اينکه کسی از وضعيت الان مملکت راضی نباشه اصلا دليل درستی نيست واسه اينکه اين روز هم براش روز بزرگی نباشه. جدا از همه بازيای سياسی و غير سياسی اين روزا.اون روزا همه با هم بودن. اينو از تيپ کسايی که تضاهرات می کردن ميشه فهميد. يا از تنوع یزرگای سياست.هرچی باشه خون شهيدای اون روزا حرمت و احترام خاصی به اين روزا داده. شنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸۱
هميشه دهه فجر منو ياد دوران ابتدايی ميندازه. مخصوصا سال چهارم و پنجم. گروه سرود مدرسه. هنوز سرودای اون روزا رو يادمه. شور و شوق خاصی داشتيم. اصلا تو مدرسه همه چيز با روزای ديگه فرق می کرد. هنوز صدای اون سرود خوندنا بعد از اين همه سال تو گوشمه. گروه سرود ما حدودا صد نفری می شد. برای همين هم هرجا که می رفتيم همه تعجب می کردن. اکثرا هم هدايا و اين جور چيزا رو برای 20، 30 نفر آماده کرده بودن. مام عادت کرده بوديم. سهشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸۱
1) بنا بر اخبار موثق نصرا...سکرتر سخت خودش را برای مسابقات زوی مشهد آماده می کند. وی فاصله خيابان زرتشت شرقی تا سينما فلسطين را در کمتر از6 دقيقه دويده است. وی در مصاحبه ای عنوان کرد: « تيم زوی ما( يار آشنا، ايرباس، سکرتر) شانس اول قهرمانی است» وی چيز ديگری عنوان نکرد. یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۱
شهادت امام محمد تقی (عليه السلام) را به تمام شيعيان تسليت می گويم يک پوريا: بايد زد تو سرش تا آدم شه چهارشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸۱
همه چيز با يه تلفن از قورمه شروع شد. آدرس اينجا رو به من داد. کلی هم از تک نگاری های من تعريف کرد سهشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸۱
امتحانا هم تموم شد بيا تا گل برافشانيم و می در ساغر اندازيم یکشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸۱
تو زنــدگی خــنـده نباشه خوب نيست توضيح: اين دو بيت آخر را گويا آقای زرويی (همون سرو سيبيلو!) هم قبلا سروده بودن! در ضمن اگه نخوندين: قسمت اول شنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۱
واقعا که چيزی رو خوندن و حفظ کردن که قبولش نداری مصيبتيه! تو کتاب اخلاق ما نوشته که بايد دست همه کسانی رو که هدفشون از علم آموختن ماديه و کسب ماديات براشوم هدف اصليه رو از علم کوتاه کنيم.. خب اين يعنی تو کنکور يه تست هم آخرش بذاريم که مثلا هدف شما واسه ورود به دانشگاه چيه؟؟ يا اينکه مصاحبه حضوری بکنيم؟ اصلا يعنی چی دست يه عده رو از تحصيل علم ببريم؟ مگه حق علم آموزی برای همه نيست؟ ولی حيف اينا رو که تو امتحان بنويسی خيلی نمره جالبی نمی گيری! برای همين هم بايد تو امتحان کاملا با جناب نويسنده هم عقيده باشی.... و اين خيلی زجر آوره!! پنجشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸۱
آيا او اين همه استعداد را هدر خواهد داد؟ فقط ستارگان هستند که در اولين حضورشان در دنيای فوتبال شگفتی ساز می شوند. اعجوبه هايی مثل مايکل اوون و يا رونالدو. و کسانی که می توانند اين شگفتی را تا تبديل شدن به ستاره حفظ کنند بسيار معدودند. |
|||||||||||||
|
|||||||||||||
